عسلعسل، تا این لحظه: 17 سال و 3 ماه و 4 روز سن داره

◕ ‿ ◕ ♥ فندق کوچــولوی خونمـــــون ♥ ◕ ‿ ◕

گردش تو هوای سرد

سلام سلام به همه ی دوستای ناز خودم. خوبین ؟ خوشین سلامتین؟ ما هم خیلی خیلی خوبیم و از ما بهتر عسل جونمه که حالش خدارو هزار مرتبه شکر خیلی خیلی بهتره. روز چهار شنبه به همراه خاله و آبجی و عمو همگی رفتیم گردش . هوا هم خیلی خیلی سرد بود و همش باد میومد. تا رسیدیم عسل شروع کردبه بدو ب دو کردن   و  دنباله پروانه ها افتادن همش کفشدوزک ب رمیداشت و میذاشت رو دستش و کیف میکرد. ولی خیلی هوا سرد بود و زیاد نتونستیم از چادر بیرون بیایم. ولی عوضش کلی گفتیم و ...
16 خرداد 1393

کلاس رقص عربی

سلاااااااااااام به همه ی دوستای ناز گل خودم که همیشه و در همه حال به فکرمون هستن. امروز عسل جونمو ثبت نام کردم کلاس رقص خصوصی خودشم دوست داره که رقص عربی یاد بگیره. فدات بشم من عروسک من. روزهای فرد هم میری کلاس رقص از ساعت 1:30 شروع میشه تا 2:15 تموم میشه. خیلی خیلی ذوق داری. فعلا نمی دونم مربیتون چه لباسی برات در نظر گرفته. هر موقع لباست آماده شد ازت عکس میگیرم و میذارم. احتمال خیلی زیاد کلاس ویولن هم ثبت نامت کنم و بعد از ظهرها با بابا بری و یاد بگیری.  فدات بشم من دختر هنرمند و ورزشکارم. دورت بگردم. اینم از عکسای دختر ورزشکارم :             ...
10 خرداد 1393

کلاس ژیمناستیک

ســــــــــــــــــــــــــــلــــــــــــــــــام خوبین؟ ما که خیلی خیلی خوبیم. . پری روز یعنی 5 خرداد عسل جونمو ثبت نام کردم ژیمناستیک یا به قول خودش ژیملاستیک   وای که وروجک مامان چه کیفی میکرد. دردش به جونم بخوره. .  امروز هم دومین جلسه ی کلاسشونه که ساعت 11:30 شروع میشه و ساعت 12:30 تموم میشه. براش لباس ژیمناستیک صورتی هم خریدیم. الان دخمل مامان لالا کرده هر موقع بیدار شد و لباساشو پوشید ازش عکس میگیرم و تو پست بعدی براتون میذارم. واااااااای که چقدر تو لباس ژیمناستیک بامزه میشه. یه دختر ناز ورزشکار کوچولو. راستی یه خبر خوب هم اینه که عسلم در عرض چند روز 600 گرم تپل شده خدارو شکر.   آفری...
7 خرداد 1393

خدا جونم شکرت

سلاااااااااااااااااااااام وایییییییییییییییییی نمی دونین که چقدر خوشحالم.  خدا جونم شکرت خدا جونم عاشقتم. امروز بعد از چند وقت عسل رفت اتاقش و داشت با اسباب بازیهاش بازی میکرد.  انقدر ذوق کردم که اشکم دراومد. فدات بشم من زندگیم.  دخترم داره خوب میشه. چند روزم هست که خداروشکر ماشاالله غذاش خیلی بهتر شده.    فقط یکم موقع خواب مشکل داریم که اونم انشاالله خوب میشه. دورت بگردم من عسلم همه زندگیم فقط توییییییی اینم ...
3 خرداد 1393

اندر احوالات دخترم

سلام به همه ی دوستای نازم. ممنون که جویای حال دختر نازم هستین.واقعا معرفت شماها خیلی خیلی بهتر از بعضیا هستش. حال عسلم یکم بهتره. تختش رو آوردیم تو اتاق خودمون تا لااقل شبا راحت بخوابه. ولی بازم خیلی جواب نداده. شبا همش بیدار میشه و تو خواب حرف میزنه. روزا هم تا جایی که می تونیم باهاش بازی می کنیم. امیدوارم که حالش زود زود خوب بشه و بازم همون عسل شیطون و شلوغ خودم بشه. عاشقتم دختر نازم.
2 خرداد 1393

افسردگی دختر نازم

سلام .  حتی نوشتن این مطلب هم داره قلبمو تیکه تیکه میکنه. عسل جونم ماه من مهربون من دورت بگردم من زندگیم. این غربت سرنوشت ماست. ناراحت نشو. فقط صبور باش و تحمل کن عزیزم. خدا جونم میبینی دخترم چقدر داره اذیت میشه؟ صدای گریه های شبانه شو میشنوی؟ خدا جونم عسل از اولاد پیغمبره. معصوم و پاکه دلش کوچیکه زود میشکنه. تورو قسم  میدم به پاکی حضرت فاطمه بهش صبر بده. نمی دونم دیگه چیکار کنم. بخدا دیگه بریدم. کم آوردم. همش بهونه میگیره. امروز بریدیمش پیش روانپزشک یکم دارو داده.  قراره تختش رو هم بیاریم تو اتاق خودمون تا با هم بخوابیم. دکتر گفت نباید بذاریم که احساس تنهایی بکنه. همیشه عسل برای اتاقش...
30 ارديبهشت 1393

روز پدر و سفر تبریز

روز پدر رو خونه ی خودمون بودیم و برای شام رفتیم کباب خوردیم. فردای اون روز یعنی چهار شنبه هم قرار بود من و عسل بریم تبریز.* صبح روز چهارشنبه رفتیم تبریز و ساعت 10 صبح خونه ی مامان جون بودیم. بعد از خوردن صبحونه عسل به همراه دایی جون رفتن خونه ی خاله معصومه.  بعد از اومدن اونا من به همراه مامان جون رفتیم بازار تا برای بابا ی گلم کادو بگیرم. عسل هم با دایی جون موندن خونه. همسر نازنینم مرد من روزت مبارک پدر مهربان و جانسوزم روزت مبارک.   روز جمعه هم به همراه مامان جون و خاله جون من رفتیم باغ. انقدر داشت به عسل خوش میگذشت که اصلا صداش هم در نمی یومد. دورت بگردم من . اینم عکسای عسل جونم:   ...
29 ارديبهشت 1393

دوچرخه ی عسل جونم

سلام به همه ی دوستای ناززززززززززززززززززززم بالاخره بنده اومدم با کلی حرف دو روز مونده به روز پدر رفتیم بازار تا بابا برای عسل جونم دوچرخه بخره. رفتیم یه چند تا دوچرخه دیدیم براش و بالاخره یه دوچرخه تصویب شد.   اینم عسل مامان سوار بر دوچرخه                                                                 &nb...
29 ارديبهشت 1393

سوپرایز از طرف مهد عسل

دیروز اومدم ببینم چند تا نظر دارم دیدم مدیر مهدشون برای عسل جونم پیام گذاشتن. خیلی خوشحال شدم. همونطور که مدیر مهدشون خانم بهلولی اظهار دلتنگی کرده بودن ما هم خیلی خیلی دلمون براشون تنگ شده. راستی خانم بهلولی زحمت کشیده بودن و برای عسل جونم چند تا عکس فرستاده بودن که منم اونارو تو ی وبلاگش ثبت میکنم.  خانم بهلولی عزیزم ممنون.                           اسم این دوست عسل هم عسله.                      ...
14 ارديبهشت 1393

عسل و طوطی

عسل مامان عاشق حیوانات هستش. خاله مریم یه طوطی ناز با یه مرغ مینا گرفتن.   عسل اولش از طوطی میترسید. ولی بعدش به کمک بابا نازش کرد و بعدش هم که دیگه بغلش کرد. فدات بشم من دختر شجاعم.  من خودم که میترسیدم و اصلا بهش دست هم نزدم.   اینم چند تا عکس از عسل و طوطی                                                           &nbs...
14 ارديبهشت 1393